اولین مروارید
عزیزه دلم روز 21 فروردین دقیقا ساعت 3 ظهر بود که داشتی شیر میخوردی که احساس کردم دندون در آوردی انگشتمو کردم تو دهنتو یه تیزی حس کردم سریع رفتم یه فنجون آوردم وامتحان کردم و دیدم ببببببله تق تق صدا میده وای که قشنگ ترین صدایی بود که (البته بعد از صدای گریهات تو اتاق زایمان) میشنیدم از خوشحالی بال در آورده بودم
و جیغ میزدمو قربون صدقت میرفتمو تو هم هاج و واج نگاهم میکردی سریع تلفن رو برداشتم و به بابات و به جفت مامان جونا و خاله ندا و عمه الهام خبر دادم و همگی خوشحال شدند.
انار دونه دونه
بچه ای دارم دردونه قشنگ و مهربونه
انار دونه دونه
3 4 روزه که بچم
گرفتار دندونه
انار دونه دونه
توی دهان بچم یک گل زده جوونه
گل نگو مرواریده مثل طلای سفیده



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین مروارید
